على اصغر شميم
128
ايران در دوره سلطنت قاجار ( فارسي )
سلامت باشم . گفتم مرد حسابى چهل سال است در خانهى خودم هستم هيچ بركتى نديدم ، اين يك ساعت كه به خانهى شما مىروم چه بركت حاصل خواهد شد . به اين نوكرهاى دلهى بىعرضه مىگويم كه اين جبه مندرس نجس بجز بىآبرويى و فحش از سرباز و ملا و سيد بىعقل شنيدن ثمرى براى من نبخشيد به تو چه نفع خواهد كرد ، مىگويد آقا كمالتفات است . تصدقت شوم من كى آقا بودم . مرد درويش فقير هستم و التفات و عدم التفات بنده به كجا مىرسد بايد پول بدهيد قشون راه بيفتد زمستان نزديك است كارى از پيش نمىرود هيچكس يارى نمىكند سه هزار تومان حاضر است شب هم به اطراف آدم فرستادم پول قرض كنند بياورند قشون راه بيفتد . چنين مىدانم كه انشاء اللّه تعالى هفت هزار تومان پيدا شود اين ده هزار تومان و در پايان نامه مىنويسد : « نه كرمان پول دارد نه اصفهان از فارس قدر قليلى رسيد تا خدا چه حكم فرمايد » . « ندانستم اينقدر پول كه كمترين بنده بندگى كرد به چه مصرف رسيد ، باز مىفرمايند حاصل چهارده ساله سلطنت پانزده هزار تومان بود آن هم مصرف شد ، بارى نواب حمزه ميرزا را بگوييد خزانه را به دست مازندرانى بسپارد ، فوج ماكويى مفتخور اينجا هستند به خزانه يا جاهاى صعب نمىگذارم اما به اصطبل و دار النظاره و قورخانه خوب است اينهمه جسارت را ندارم . امر الاشراف مطاع » . محاصرهى هرات محمد ميرزا در زمان وليعهدى پدر خود عباس ميرزا - به شرحى كه گذشت - مأمور فتح هرات گرديد و در حين محاصره هرات به علت فوت عباس ميرزا ، هرات را رها كرد « 1 » و به مشهد رفت و از آنجا به دستور فتحعلى شاه عازم پايتخت گرديد . فتحعلى شاه به پاس خدمات فرزند رشيد خود عباس ميرزا و عليرغم تمايلات فرزندان متعدد ديگر خود « 2 » ، محمد ميرزا را به وليعهدى برگزيد و او را با عدهاى سپاه به تبريز فرستاد و حكمرانى آذربايجان را به او سپرد . پس از كشته شدن ميرزا ابو القاسم قائممقام ( صدراعظم ايران ) به امر محمد شاه ، بعضى از حكام محلى خراسان سر به طغيان برداشتند و تركمانان از راه گرگان به حمله و تهاجم مبادرت ورزيدند . محمد شاه با 000 / 80 سرباز و تجهيزات كافى در ماه ربيع الثانى سال 1253 هجرى از
--> ( 1 ) - هنگام محاصرهى هرات به وسيلهى محمد ميرزا ژنرال پروسكى G . Perovsky افسر روسى كه اصلا لهستانى بود ، در اردوى او خدمت مىكرد . ( 2 ) - از قبيل ظل السلطان و فرمانفرما و شجاع السلطنه .